بخش اول

دیروز خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم یک وبلاگ روزنوشت هم بسازم؛ چرا؟ چون ترجیح میدادم که یک جایی که بتونم داخلش با خیال راحت درباره چیزهایی که فکر می‌کنم داشته باشم. بین سرویس‌هایی هم که الان هست، دوتا گزینه بیشتر وجود نداره: یکی ویرگول و دیگری همین بلاگیکس.

ویرگول به‌ خاطر اینکه شباهت خیلی زیادی به مدیوم داره یه مدتی روی مد بود و هرکسی می‌رسید می‌رفت داخلش می‌نوشت؛ اما الان مدیر خودشم دیگه داخلش فعالیت نمی‌کنه و تمام برنامه‌ریزی‌هاشون از بین رفت. به خصوص بعد از جنگ که تا مدت زیادی سر بلند نکرد و یک چهارم سال رو بدون کاربر گذروند و حتی فکر می‌کنم یک سری پست‌ها یا اطلاعات پاک شده یا حداقل از دسترس خارج شده.

اما بلاگیکس، اگرچه احتمالا به سختی و مشقت بسیار زیادی که تیم توسعه‌دهنده‌اش کشیدن و باید بهشون خسته نباشید گفت، در همین مدت هم پرامکانات‌تر شد هم پایداری خودش رو حفظ کرد و از این نظر گزینه مطمئن‌تری برای من بود و خب گفتم من که اکانت مخصوص برای وبلاگ سریالیم ساختم، پس بذار وبلاگ شخصی رو هم توی همین‌جا ادامه بدم. در کل فکر می‌کنم ایده خوبی باشه.

بخش دوم: کتاب

امروز بعد مدت‌ها نشستم و کتاب خوندم. اسمش «راسته کنسروسازان»ئه و باید بگم به غایت جذاب به نظر می‌رسه.

راسته کنسروسازان اولین کتابی هست که دارم از جان استن بک یا «اشتاین بک» می‌خونم و باید بگم که انتظار نداشتم. اکثرا نویسنده‌هایی که نوبل ادبیات رو گرفتن رو من نمی‌تونم کتاب‌هاشون رو بخونم. یعنی یکی دوباری که سراغ چندنفر رفتم، مثل سوتلاناالکسیویج، وقتی می‌ری سراغ کتاب‌هاشون حس می‌کنی نوبل رو به دلیل سیاسی گرفتن نه ادبی و خب مشخصه دیگه، کسی که در قالب روزنگاری اومده همون روایت غربی رو درباره دوره شوروی بازنویسی کرده و تلاش کرده تا به نحوی اثباتش کنه طبیعیه که خیلی برای خود آکادمی نوبل جذاب باشه.

با این‌حال، راسته کنسروسازان که انتشارات نگاه سخنرانی جایزه نوبل جان استن بک رو هم در ابتداش آورده به نظر جذاب می‌رسه. روایت داستان خیلی آروم و ریلکسه و دنیایی که به تصویر می‌کشه هم یک دنیای قابل تصوره و تا اینجای کار میتونم بگی با لی‌چانگ چینی که در اون دوره رکود اقتصادی داره تلاش می‌کنه تا کسب و کارش رو ادامه بده و راحت بگردونه هم‌دردی می‌کنم و درکش می‌کنم.

در کل کتاب قشنگیه و حالا به مرور و بعدا بیشتر درباره‌اش خواهم نوشت؛ هرچند که باید زنگ بزنم به کتابخونه و مهلت رو دو هفته دیگه تمدید کنم بلکه این دو هفته که سرم خلوت‌تر شده و تمرینا و پروژه‌‌هام کمتر شدن بتونم بخونمش.

راستی چون امروز داشتم توی ایران کتاب می‌چرخیدم تا مرگ ایوان ایلیچ رو از تولستوی بخرم ( کتابی که بعدا به وفور درباره‌اش صحبت خواهم کرد چون کلا تولستوی نویسنده مورد علاقم هست) دیدم که یک کد تخفیف 25 درصدی سایته گذاشته. اگه دوست داشتید کتابی رو چاپی تهیه کنید می‌تونید ازش ازش استفاده کنید:

  • Q7BN5

فکر کنم اینطوریه که همینطوری اگه واردش بشید می‌تونید ازش استفاده کنید. 

بخش سوم: سریال

برای سریال کره‌ای بعدی که قراره درموردش بنویسم فعلا دودلم. یکمی به نظر می‌رسه که داره انتخاب سریال برای اینکه برم دانلود کنم و ببینم سخت می‌شه. فعلا البته امروز دوتا سوال ساختمان داده دارم که باید حلشون کنم و بچه‌هایی که کامپیوتر میخونن میدونن که معنی دوتا سوال ساختمان داده گاهی میتونه مساوی یکی دو روز کامل باشه. حتی با Ai!!!

علی‌الحساب احتمالا سریال جدیدی که داره میاد رو شروع کنم؛ هرچند از اینکه منتظر بمونم تا قسمتای بعدی بیاد متنفرم؛ اما احتمال Days Of Lies با یه 100 کنارش( الان نمیتونم صد روز دروغ رو کنار هم بنویسم بدون اینکه بهم ریخته بشه و حوصله ور رفتن با ادیتور هم ندارم!) رو شروع میکنم در کنارش هم سریال Teach Me A Lesson رو که از قبل دانلود کرده بودم می‌بینم تا ببینم چی میشه.